• شهروند خبرنگار
  • شهروند خبرنگار آرشیو
امروز: -
  • صفحه نخست
  • سیاسی
  • اقتصادی
  • اجتماعی
  • علمی و فرهنگی
  • استانها
  • بین الملل
  • ورزشی
  • عکس
  • فیلم
  • شهروندخبرنگار
  • رویداد
پخش زنده
امروز: -
پخش زنده
نسخه اصلی
کد خبر: ۲۷۳۲۸۱۴
تاریخ انتشار: ۱۵ خرداد ۱۳۹۹ - ۲۱:۲۷
صفحه نخست » عمومی
وب گردی

خانه ما بیمارستان است

روایتی متفاوت از یک خانواده پرستار در کوران کرونا را بخوانيد.

به گزارش وب گردي خبرگزاري صدا وسيما ، با خودم گفتم امروز همان زمانی است که باید مثمر ثمر باشیم با هم می‌توانیم، دخترانم افتخار من خواهند شد، از آن‌ها خواستم قوی بمانند و هر روز طی تماس تلفنی کارم شده بود روحیه دادن به بچه‌ها و هدیه کردن قوت قلب!
ویروس ناشناخته کرونا پس از ورودش به کشور، شهر و روستا‌های ما در حالی که به جان افراد مختلفی افتاد و با سلامتی‌شان بازی کرد، ولی آثار عجیب و غریبی به همراه داشت.
خانه ما بیمارستان است
مردانگی‌ها و ایستادگی‌های بسیاری از افراد را ثابت کرد همدلی‌ها را نشان داد اتفاقاتی که شاید قبل از آمدنش هیچ کدام از ما درک نکرده بودیم را به نمایش گذاشت.
مدافعان سلامت و غسالان از افرادی بودند که به‌طور مستقیم با بیماران کرونایی در ارتباط بودند، در روز‌های بحرانی که حتی اعضای یک خانواده در اثر ابتلای یک عضو در قرنطینه بودند این افراد از نزدیک حال روحی و جسمی کرونایی‌ها را درک می‌کردند.
اگر بگوییم که ویروس کرونا بیش از سایر افراد حال دل والدین را تحت تأثیر قرار داد و بیشترین نگرانی را متوجه آنان کرد، اغراق نکردیم، این روز‌ها دعای هر پدر و مادری سلامتی فرزندش است و بس!
ولی هستند پدر و مادرانی که از سلامت فرزندان‌شان در راه کمک به همنوعان خود گذشتند و با دعا و مناجات با خدای متعال صبر و تحمل این کار را به‌دست آوردند.
حال برایتان از مادری می‌گوییم که نه تنها خودش در جبهه مدافعان سلامت قرار دارد بلکه به همراه دو فرزندش در یک بیمارستان آن هم بیمارستانی که مختص رسیدگی به کرونایی است، از روز‌های آغازین شیوع کرونا با تشویق در این جبهه حفظ کرده است.
حوریه مهدوی ملکشاه این مادر بابلی ۴۶ ساله در گفتگو با اشاره به روایتی کوتاه از چگونگی روند زندگی و رسیدن به پرستاری و راهنمایی دو فرزندش برای حضور در این حرفه می‌گوید و به بیان خاطرات و دلگویه‌هایش در دوران شیوع کرونا می‌پردازد.
خانم مهدوی کارشناس اداری بیمارستان شهید یحیی‌نژاد بابل با حدود ۱۳ سال سابقه مشغول فعالیت است، در این باره می‌گوید؛ از دوران کودکی علاقه خاصی به انجام کار‌های درمانی و بالینی بیماران داشتم همین انگیزه باعث شد تا به این شغل روی آورده و دخترانم را نیز برای انجام این کار تشویق کنم.

*دو فرزند پرستار ثمره زندگی مادر مشغول فعالیت در بیمارستان
ثمره ازدواج وی با پسرخاله‌اش دو فرزند دختر به نام‌های رزیتا خلیلی ملکشاه "پرستار بخش آی‌سی‌یو" بیمارستان یحیی‌نژاد و رومینا خلیلی "پرستار بخش اورژانس " بیمارستان یحیی‌نژاد است.
این مادر پرستار ادامه می‌دهد: پس از اشتغالم در بیمارستان، چون از کارم لذت می‌بردم در خانه برای بچه‌ها از جذابیت‌های شغلی و حال خوبم با ترخیص بیماران می‌گفتم، علاقه معنوی، زیادی به این شغل داشتم و هدفم این بود که دختر‌ها پرستار شوند.

*بیمارستان خانه دوم ما است
در هنگام انتخاب رشته رزیتا پس از تحصیل در مقطع کاردانی رشته حسابداری تغییر رشته داد و پرستاری پذیرفته شد، رومینا هم که رشته تحصیلی‌اش ریاضی بود کنکور تجربی را امتحان داد و پرستاری قبول شد، این همان چیزی بود که من می‌خواستم از این رو همه تلاشم را برای اتمام تحصیل فرزندانم کردم.
دو فرزندم به‌طور همزمان، پنج سال پیش وارد بیمارستانی که خودم مشغول فعالیت بودم، شدند و شروع به‌کار کردند، به جرأت می‌گویم بیش از هر جای دیگری در بیمارستان ارتباط داریم، گویی خانه دوم ما همین‌جا است.
خانم مهدوی بیان می‌کند: دو فرزندم به‌طور همزمان، پنج سال پیش وارد بیمارستانی که خودم مشغول فعالیت بودم، شدند و شروع به‌کار کردند، در این مدت گاهی شیفت‌های‌مان با هم و گاهی مختلف است کلی به جرأت می‌گویم بیش از هر جای دیگری در بیمارستان ارتباط داریم، گویی خانه دوم ما همین‌جا است.
خانه ما بیمارستان است
وی می‌گوید؛ از دوران شیوع کرونا برایتان بگویم، که این ویروس ناشناخته مهمان ناخوانده هم بود که چرا بدون هیچ آمادگی قبلی، یک روز همه بیماران سرپایی را مرخص کرده و مان روز بیمارستان یحیی نژاد تبدیل به بیمارستان ویژه کرونایی‌ها شد، همه مضطرب بودند هیچ شناختی نبود...

*به من گفتند مانع کار دختر‌ها در بیمارستان شو، اما نشدم!
وقتی خطر مرگبار بودنش منتشر شد اطرافیان به من می‌گفتند مانع از کار دخترهایت شو! آن‌ها هنوز جوان هستند، بگو به سر کار نروند، ولی من با اینکه در دل نگرانی‌های مادرانه را حس می‌کردم، اما مقاومت کردم!
این مادر فداکار ابراز می‌کند: با خودم گفتم امروز همان زمانی است که باید مثمر ثمر باشیم با هم می‌توانیم، دخترانم افتخار من خواهند شد، از آن‌ها خواستم قوی بمانند و هر روز طی تماس تلفنی کارم شده بود روحیه دادن به بچه‌ها و هدیه کردن قوت قلب!

*نگرانی‌های مادرانه و قوت قلب مردانه
شب‌ها تا صبح از نگرانی خوابم نمی‌برد، ولی به روی خودم نمی‌آوردم، از ته دلم از بچه‌هایم راضی هستم خدا را شاکرم که کمک‌مان کرد، خودم با اینکه بیماری زمینه‌ای داشتم مبتلا نشدم دختر‌ها هم مبتلا نشدند چرا که تعهد کاری در اولویت بود، خدا هم کمک کرد حضورمان لازم بود، چون مراجعه کننده زیاد بود همه بی‌قرار بودند!
خانم مهدوی یادآوری می‌کند: دلم برای تنها نوه‌ام پسر دختر اولم تنگ می‌شد، ولی در قرنطینه بودیم با صدای ناله بیماران اشک می‌ریختم و خودم را جایشان قرار می‌دادم، همسرم هم در روستا در قرنطینه بود فاصله داشتیم، بچه‌ها برایم انرژی مثبت بودند، ولی شیرینی کار هم حال بیماران بهبود یافته بود.
چندین بار دامادهایم گفتند اگر شما راضی باشید دختر‌ها از کار بیرون بیایند، ولی من نپذیرفتم و ایستادگی کردم با دعا و مناجات و خواندن نماز قلبم را جلا می‌دادم، دعای بیماران و همراهان هم قطعا مؤثر بود.
در طول عمرم همدلی این چنینی ندیده بودم، روا نبود خودم میدان را خالی کنم دخترهایم پاره تن من بودند، ولی من برای همین روز‌ها پرورش‌شان دادم
خانه ما بیمارستان است
وی در پایان کلامش می‌گوید؛ کمک و حمایت مردم بیماران و مسؤولان ان هم بدون چشمداشت تعجب مرا به همراه داشت در طول عمرم همدلی این چنینی ندیده بودم، روا نبود خودم میدان را خالی کنم دخترهایم پاره تن من بودند، ولی من برای همین روز‌ها پرورش‌شان دادم.

سپس به سراغ دختر بزرگتر این مادر مدافع سلامت می‌رویم، رزیتا خلیلی ملکشاه متولد ۱۳۷۰ پرستار بخش آی‌سی‌وی بیمارستان یحیی‌نژاد بابل به بیان احساساتش از همکاری با مادر و خواهرش می‌پردازد.
حس خوب یعنی مادر و خواهرم همکارم هم باشند، که به لطف خدا این حس شامل حال من شد.

*تلاش‌های مضاعف مادرم مرا به اینجا رساند
در خانواده چهار نفره به جز پدرم که شغلش آزاد است، چون هر سه کارمندیم، بازدید‌ها در بیمارستان اتفاق می‌افتد، هر سه ما برای رسیدن به این جایگاه شغلی تلاش کردیم، مادرم تلاشی مضاعف برای هر دوی ما داشت، در دوران دانشجویی نگهداری از فرزندم را بر عهده داشت، حتی در داخل ماشین مراقب بود تا من سر کلاس حاضر شوم.
وی می‌گوید؛ مادرم بهترین مشوق دنیاست، روحیه و باور قلبیم به این شغل را مدیون مادرم هستم، مادر بدون وقفه همه جا همراهیم کرد، مسیر زندگی من به لطف مادرم تغییر کرد اگر او را نداشتم هیچ کاری را درست انجام نمی‌دادم.
دلم برای فرزندم تنگ می‌شد و با شنیدن صدای پسرم بغض گلویم را می‌گرفت، در بیمارستان هم نگران مادر و خواهرم بودم و پیگیر حال‌شان!
از دوران شیوع کرونا بگویم که ما در بیمارستان در قرنطینه قرار گرفتیم از همسر و پسرم دور ماندم، ولی حضور مادر و خواهرم قوت قلب بود، دلم برای فرزندم تنگ می‌شد و با شنیدن صدای پسرم بغض گلویم را می‌گرفت، در بیمارستان هم نگران مادر و خواهرم بودم و پیگیر حال‌شان!

*خانواده خط قرمز من است/ نگران حال خواهر کوچکم بودم
رزیتا ادامه می‌دهد: خط قرمز من خانواده است ادامه راه مادرم و تشویق خواهرم خواسته قلبی من بوده و هست، در دوران بحران کرونایی نگران خواهر کوچکترم بودم که به‌تازگی ازدواج کرد که بچه هم ندارد، از او خواستم مراقب سلامتی‌اش باشد.

*مرگ ناباورانه جوان در اثر ابتلا به کرونا در ذهنم نقش بست
این پرستار به خاطره بد دوران کرونایی اشاره می‌کند که جوانی با ویلچر به بیمارستان با مشکل تنفسی پذیرش شد، مدت دو ماه در بیمارستان بستری بود همسرش که فرزند کوچکی داشت و نمی‌توانست به ملاقات شوهرش بیاید بار‌ها در تماس تلفنی با من جویای حالش می‌شد همه ما امیدوار بودیم که این جوان سلامت خود را به‌دست بیاورد، ولی متأسفانه فوت کرد و این خاطره بد در ذهنم نقش بست.
خانه ما بیمارستان است

رومینا خلیلی‌ملکشاه دختر کوچک خانم مهدوی که در کشیک کاری به‌سر می‌برد هم برقرار شد، وی هم در ابتدا به توصیه مادرش برای پرستار شدن اشاره می‌کند و می‌گوید: حضورم در این شغل را وابسته به مادرم می‌دانم پشیمان هم نیستم.

*خدمت در بیمارستان برای خانواده ما ادامه دارد
در دوران شیوع کرونا بسیاری از همکاران انصراف دادند، من به همراه مادر و خواهرم با این باور که با ورود در این شغل قرار شد پای همه چیر بایستیم، وظیفه خود دانستیم که به وعده خود عمل کنیم البته که دوره سختی بود، ولی خدمت ادامه داشت.

*همه از یک خانواده‌ایم!
رومینا ابراز می‌کند؛ در مقابل چشمان‌مان بیمارانی با شرایط حاد را می‌دیدم، همکاران‌مان آلوده می‌شدند، گویی همه آن‌ها از خانواده خودم بودند، نگران مادرم و خواهرم هم بودم و هر روز توصیه می‌کردم رعایت موارد پیشگیرانه را فراموش نکنند، خودم هم محتاط‌تر عمل می‌کردم.

* ترخیص بیماران به ما روحیه می‌داد
بیمارستان در روز‌های ابتدایی بسیار شلوغ بود به‌طوری که فضایی برای پذیرش نداشتیم، حجم کاری زياد بود تخت‌ها پر بود حال بیماران بد بود با جان و دل کار می‌کردیم، ولی گاهی نتیجه نمی‌گرفتیم که ناراحت نمی‌شدیم برخی از بیماران بدحال هم ترخیص می‌شدند و ما روحیه می‌گرفتیم.
این پرستار ادامه می‌دهد؛ در خاطرم است بیماری که پیرزن بود و سابقه سکته داشت حس می‌کرد با کرونا حتما به زودی می‌میرد قرآن می‌خواند و حلالیت می‌طلبید، ولی شکر خدا به سلامت ترخیص شد.
در پایان می‌گویم؛ کرونا هنوز تمام نشده فقط اوضاع بهتر است، همه دغدغه ما سلامتی مردم است، آرزوی‌مان توفیق خدمت در این مسیر است، مردم با رعایت موارد پیشگیرانه کم زیادی به کاهش دغدغه‌های ذهنی ما می‌کنند.
منبع: فارس
بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
گزارش خطا
Bookmark and Share
X Share
Telegram Google Plus Linkdin
ایتا سروش
عضویت در خبرنامه
نظر شما
آخرین اخبار
فعالیت ۱۰۰ تیم فرهنگی در حمایت از آسیب دیدگان جنگ در اصفهان
راه اندازی میز تخصصی مطالعات پویانمایی در پژوهشگاه فرهنگ و هنر
فراخوان مشمولان متولد ۱۳۵۵ تا ۱۳۸۷ برای تعیین تکلیف خدمت وظیفه عمومی
آزادی چهار زندانی با کمک انجمن حمایت از خانواده‌ زندانیان ورامین
تداوم تأمین کالاهای اساسی در مازندران با آمادگی کامل برای ایام تاسوعا و عاشورا
بازنگری در شرایط بهره‌مندی از برق کشاورزی در کمیته مقررات‌زدایی
پوشش زنده مسابقات جام جهانی ۲۰۲۶ از شبکه سه
۷۰ درصد بودجه حریم تهران به مناطق جنوبی اختصاص یافت
دیوان عالی کشور: تأخیر در ایفای تعهدات ارزی تخلف است
تا شکست کامل آمریکا و صهیونیست‌ها ، وحدت و مقاومت ادامه دارد
تاکید بر حفاظت از محوطه باستانی «کاروان‌زمین علی آباد کتول»
اصناف ستون پایداری اقتصاد و آرامش جامعه در جنگ اخیر بودند
تنها راه خوب یاد گرفتن وزن عروضی، تکرار است
تجمعات شبانه
عهدی شیرین‌تر از عسل
تشییع پیکر روحانی مجاهد و پاسدار انقلاب اسلامی در بیرجند
توافق محیط زیست و هواشناسی برای مدیریت آلودگی
هدیه ویژه پزشکیان به رئیس‌جمهور چین
بازدید فرمانده مرکز آموزش تخصص‌های دریایی باقرالعلوم (ع) رشت از آسایشگاه معلولان و سالمندان رشت
آموزش، مهارت‌آموزی و اشتغال بیش از سه هزار زندانی در کرمان
  • پربازدیدها
  • پر بحث ترین ها
عراقچی: برخی دارایی‌های مسدودشده ایران آزاد شدند
مذاکرات چهارجانبه ایران، آمریکا، قطر و پاکستان
ونس: پیشرفت بزرگی در رابطه با ایران انجام شده است
واریز حقوق بازنشستگان تا پایان امروز تکمیل می‌شود
نرخ طلا، سکه و نقره در بازار مشهد / یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
قرعه‌کشی ایران‌خودرو امروز برگزار می‌شود
تساوی ارزشمند فوتبال ایران مقابل بلژیک
مودیان نگران نباشند؛ مهلت ارایه اظهارنامه‌های مالیاتی تمدید خواهد شد
عرضه کوله اضطراری در تهران
نشست وزیران خارجه مصر، ترکیه، عربستان و پاکستان در قاهره
مورینیو: بیرانوند باید در تیم‌های بزرگ اروپایی باشد
البرز آماده برگزاری انتخابات شورا‌های اسلامی شهر و روستا
رسانه عبری: اسرائیل بار دیگر تسلیم شروط ایران شد
نتایج مرحله نخست آزمون حفظ تخصصی قرآن اعلام شد
تقویم و اوقات شرعی یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ به افق قم
قطعی سامانه اینترنتی برخی بانک‌ها و بلوکه شدن پول مردم  (۲۷ نظر)
فرمانده قرارگاه خاتم‌: شهید پاکپور معمار تحولات عملیاتی بود  (۱۸ نظر)
یارانه خرداد ماه دهک‌های چهارم تا نهم واریز شد  (۷ نظر)
پرواز پراید بر فراز بام یک منزل مسکونی  (۴ نظر)
قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء: تنگه هرمز بسته خواهد شد  (۳ نظر)
نتایج وام ۷۵ میلیون تومانی بازنشستگان کشوری اعلام شد  (۲ نظر)
واریز حقوق خرداد بازنشستگان کشوری آغاز شد  (۲ نظر)
واکنش بقایی به نفاق و ریاکاری وزیر خارجه فرانسه  (۱ نظر)
مراسم شیرخوارگان حسینی (ع) ماه محرم ۱۴۰۵ _ استان‌ها ۳  (۱ نظر)
ابوترابی‌فرد: هیئت حاکمه آمریکا به هیچ‌وجه قابل اعتماد نیست  (۱ نظر)
ترخیص مواد اولیه تولید داروی دیابتی با ورود دادستانی تهران  (۱ نظر)
ورود هیئت مذاکره کننده ایران به سوئیس  (۱ نظر)
نخستین شب مراسم عزاداری محرم در جوار محل عروج ملکوتی قائد شهید انقلاب  (۱ نظر)
عارف: مردم بیش از خود گرانی، تحت فشار روانی آن هستند  (۱ نظر)
جام جهانی ۲۰۲۶، اینفانتینو: نمایشی الهام‌بخش از مقاومت و اشتیاق را دیدیم  (۱ نظر)