پخش زنده
امروز: -
جراحتِ پیکرِ نورانیِ حسینیه اعظم زنجان، زخمی نه بر دیوار و کاشی، بلکه بر خاطرهها و تاریخ عزاداری این سرزمین است.
به گزارش خبرگزاری صداوسیما مرکزی؛ دلنوشته هنرمند خوشنویس و کاتب کتیبههای گنبد و گلدستههای حسینیه اعظم زنجان به مناسبت حمله ارتش تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی به این مکان مقدس بدین شرح است:
هوَ صادِقُ الوعدِ لا یُخلِفُ المیعاد
این روزها، روزهایی از جنس محرم بر سرزمین حسینیِ ما میگذرد؛ روزهایی سرشار از اندوهی سنگین و در عین حال آکنده از شکوهِ پایداری و حماسه. بیگمان این روزهای پرآزمون، با پایمردی و استواری مردان و زنان دلیر این سرزمین، به نقطهای درخشان و ماندگار در تاریخ بدل خواهد شد....
با دیدن تصاویر جراحتِ پیکرِ نورانیِ حسینیه اعظم زنجان به یاد کلام سید حسن حسینی افتادم که بر صاحب حسینه گفته بود:
کس، چون تو طریق پاکبازی نگرفت
با زخم نشان سرفرازی نگرفت
زین پیش دلاورا کس اینگونه شگرف
حیثیت مرگ را به بازی نگرفت
زخمی که نه بر دیوار و کاشی، بلکه بر خاطرهها، بر ایمان نسلها، بر تاریخ گریه و عزاداری این سرزمین. این خانهی دیرسالِ عشق و سوگ، قرنهاست که با اشک دلدادگان برافراشته مانده و هر آجرش با نذر دلهایی پاک، استوار شده است. چه بسیار عاشقانی که در یومالعباس زنجان موج ایمان را در کوچهها روان کردهاند؛ روزی که نه تنها زنجان، که همه ایران به تماشای شکوه شور و شعور حسینی این مردم سرافراز میایستد. امروز به قول سید حسن حسینی نشان سر فرازی گرفت
از همان روز که به لطف پروردگار، و عنایت حضرت سیدالشهداء در سالها پیش توفیق کتابت کتیبههای گنبد و گلدستههای این آستانه نورانی را یافتم، دل به این خانه معطر به نام حسین علیه السلام بستم و ارتباطی از جنس ارادت و عاطفه با آن پیدا کردم. این پیوند، این مهر دیرپا، امروز زخمی همرنگ جراحت حسینیه بر جانم نشاند؛ زخمی که با بغض هزاران دل در سراسر این سرزمین همنواست.
امروز اگر غم شهادت سلاله پاک حضرت اباعبدالله الحسین، آن رهبر حکیم و سترگ و شهیدمان، سرداران رشیدش و مردان و زنان و کودکان بی گناه سرزمینمان بر سینهمان سنگینی میکند، اشکهایمان را به همان دریای بیکران میسپاریم که فرمودهاند:
«إن کُنتَ باکِیاً علی شیءٍ فابکِ للحسین.»
ملتی که با عاشورا قد کشیده، با اشک راه میرود، اما هرگز زانو نمیزند.
جهان بداند:
ملتِ تربیتشده در مکتب کربلا.
ملتی که زانوانش از اشک خیس است، اما از هیبت خم نشده.
ملتی که در اوج اندوه، رجز میخواند.
چنین ملتی را هیچ طوفانی نمیلرزاند.
اگر خانه خانه این خاک سربلند زخمی شود، دیوارهایش دوباره برمیخیزند.
اگر دلها بشکنند، از تکهتکهشان کوه میجوشد.
اشکباریم.
اما اشکی که ریشهاش نور است.
و ثمرش استقامت؛ و بدانید
ایستادن برای این ملت یک انتخاب نیست؛ یک سرنوشت است.
نام حسین، بیرق برافراشتهایست که پیشاپیش همه بادها میایستد.
و حسینیه ایران.
هرچند زخمی.
اما، چون صخرهای در برابر تندر
ایستاده و گلوی متجاوز را با قدرت میفشارد
استوارتر، بلندتر، و درخشانتر از پیش.
باذن الله و بر پیمانِ استوارِ الهی و وعدهٔ صادقش که مایهٔ امید مؤمنان است.
مجید جدیدی
