پخش زنده
امروز: -
نسل جوان کشور که پیشتر تنها روایت «خدای شنهای طبس» را شنیده بود، در این مقطع حساس تاریخی، جلوهای دیگر از همان حقیقت را در جغرافیای استان اصفهان و کهگیلویه و بویراحمد به عینه مشاهده کرد.

به گزارش گروه تاریخ خبرگزاری صداوسیما، بیش از یک ماه از تجاوز آشکار و تمام عیار آمریکا و رژیم صهیونیستی که با تکیه بر نیروی هوایی، دریایی و پایگاههای منطقهای آغاز شد، میگذرد. تحولات اخیر نشان میدهد که این متجاوزان، با وجود نقض آشکار قواعد و موازین بینالمللی و با وجود تحمل شکستهای پیاپی، همچنان از سناریوهای تازه، از جمله ورود نیروهای پیاده نظام به خاک جمهوری اسلامی ایران، سخن میگویند. این در حالی است که برآورد اولیه آنان بر دستیابی به پیروزی سریع و چندروزه استوار بود و بر همین اساس، جنگ تحمیلی سوم را علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند. اما، روند میدانی و سیاسی رخدادها نشان میدهد که این محاسبات با واقعیتهای موجود همخوانی نداشته و آنان اکنون در وضعیت یک شکست راهبردی قرار گرفتهاند. وضعیتی که موجب شده اهداف اولیه خود را بهطور مکرر بازتعریف کنند تا شاید از شدت پیامدهای این ناکامی بکاهند.
۴۶ سال پس از واقعه طبس، بار دیگر صحنهای از ناکامی و تحقیر تاریخی آمریکا در این سرزمین رقم خورد. ارتشی که تا چند روز پیش با نمایشهای بدون تلفات و مانورهای تبلیغاتی، مدعی توانایی تغییر موازنه در برخی کشورها بود، اینبار برای نجات یک خلبان ناچار شد بهایی سنگین بپردازد. به اصطلاح عملیات نجات ارتش آمریکا، که در واقع در قالب یک عملیات فریب و خروج فوری و با بهانه نجات خلبان هواپیمای ساقطشده در فرودگاهی متروکه در جنوب اصفهان طراحی شده بود، با حضور به موقع و واکنش قاطع نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به شکست کامل انجامید.
در روزهای ۱۵ و ۱۶ فروردین ۱۴۰۵، دشت کهگیلویه و بویراحمد شاهد رویدادی بود که متجاوزان آمریکایی پیشتر نمونهای مشابه از آن را در صحرای طبس و در سال ۱۳۵۹ تجربه کرده بودند. واقعهای آمیخته با تحقیر، شکست و رسوایی.
در طی این روزها، چندین هواگرد سرنشیندار و بیسرنشین با تحقق وعده الهی و یاری خداوند متعال و آتش خشم مقدس لشکریان اسلام در نیروهای مسلح مقتدر، منهدم شدند. چندین هواگرد هم مورد اصابت قرار گرفته و با آسیب جدی از کشور گریختند. این در حالی است که قبل از آن هم خسارات سنگینی بر متجاوزان وارد شده بود.
برخی تحلیلگران بر این باورند که تداوم این روند میتواند به فرسایش بیشتر جایگاه و حتی افول راهبردی آمریکا منجر شود. آنجلو جولیانو، روزنامهنگار و تحلیلگر ایتالیایی نیز در اینباره تصریح کرده است: «احتمالاً دهها مأمور نجات فقط برای نجات یک نفر کشته شدهاند... اینها صرفاً یک نمایش و بازی با افکار عمومی است. دقیقاً همین عامل باعث نابودی امپراتوری آمریکا خواهد شد؛ غرور و وسواس نسبت به اجرا و نمایش، بهجای توجه به نتایج واقعی و آمار».
مرور محتوای یکماهه شماری از اندیشکدههای معتبر جهان درباره جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران نیز نشان میدهد که در میان کارشناسان این مراکز، نوعی اجماع نسبی شکل گرفته است. اجماعی که بر ناکامی واشنگتن در دستیابی به اهداف اصلی خود علیه ایران دلالت دارد و از گرفتار شدن آمریکا در وضعیتی فرسایشی و نامطلوب حکایت میکند. بر پایه این تحلیلها، هرچند متجاوزان، بهدلیل برتری فناورانه در حوزه تسلیحات توانستهاند در سطح تاکتیکی و میدانی ضرباتی وارد کنند، اما این دستاوردها به هیچوجه به سطح راهبردی تعمیم نیافته است. در نتیجه، اهداف اصلی آنان از جمله تغییر نظام سیاسی ایران، تجزیه کشور، تضعیف یا حذف توان دفاعی و تحمیل تسلیم سیاسی ـ اجتماعی بر جمهوری اسلامی، محقق نشده است.
در مقابل، جمهوری اسلامی ایران با ابتکار عمل، بهرهگیری از جنگ نامتقارن و وارد آوردن آسیب به اعتبار نظامی و تکنولوژیک آمریکا، توانسته است معادله میدان را به نفع خود تغییر دهد. همچنین، با توجه به اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز و ناتوانی محور آمریکایی و صهیونی در گشودن نظامی آن، موازنه عملیاتی همچنان در اختیار ایران خواهد بود. بر این اساس، بسیاری از تحلیلها از آن حکایت دارد که آمریکا و متحدانش درگیر جنگی پیچیده، پرهزینه و فرسایشی شدهاند. جنگی که نه تنها به اهداف اعلامی آنان منتهی نشده، بلکه ظرفیتهای بازدارندگی و ابتکار عمل جمهوری اسلامی را نیز بیش از پیش آشکار کرده است. به واقع «خدای جنگ رمضان، همان خدای شنهای طبس است».
در مجموع واقعه طبس هنوز در حافظه سیاسی ایران زنده است، البته نه فقط به عنوان یک رویداد تاریخی، بلکه به عنوان نمادی از شکست محاسبات در برابر واقعیت میدانی. واقعه شنهای طبس در تحلیل تحولات اخیر، بار دیگر نشان میدهد که در حوزه امنیت و تقابل راهبردی، نتیجه را صرف قدرت نظامی تعیین نمیکند، بلکه ترکیب پیچیدهای از باور توحیدی، توان میدانی، انسجام سیاسی، ظرفیت بازدارندگی و مدیریت روایت، از مهمترین عوامل تعیین کننده محسوب میشوند. همانطور که جیمی کارتر، رئیس جمهور اسبق آمریکا پس شکست تاریخی و فضاحت بار این کشور در بیابانهای طبس گفت: «همه چیز به نفع ما بود، اما خدا با خمینی]ره بود».
به قول دیوید میلر، جامعهشناس سیاسی انگلیسی: «ویدئوهای روستاییان ایرانی که با تفنگ در برابر بالگردهای آمریکایی ایستادهاند، یادآور این حقیقت است که مقاومت، یک سازمان یا تشکیلات قابلِ انهدام نیست. بلکه خصلتی بنیادین و ریشهدار در وجود انسان در مواجهه با تهاجم و اشغال است، خصلتی که نه به زمان محدود میشود و نه به مکان.»
نویسنده و پژوهشگر: فرشته مقدم