پخش زنده
امروز: -
مراسم اختتامیه دومین شب نقد تهران، شب گذشته با حضور منتقدان و سینماگران در موزه سینما برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما منوچهر محمدی، منوچهر شاهسواری، محسن بهاری، مسعود نجفی، احسان طهماسبی، هادی مقدم دوست، علی رویینتن، امیر قادری، میلاد دخانچی، اکبر نبوی، محمدتقی فهیم در این مراسم حضور داشتند.
در ابتدا منوچهر شاهسواری روی صحنه حاضر شد. شاهسواری که دبیر چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر بود ضمن تبریک ولادت امام هشتم شیعیان گفت: «کسانی که عاشق نیستند، تنها تصویر خود را در آب میبینند؛ اما عاشق، تصویر معشوق را در آب میبیند. او از خود عبور میکند. در فضای فرهنگ و هنر، برخلاف تصور عمومی، هر آنچه بیتعهد و بیاخلاق باشد، هرگز اثری ماندگار از خود به جای نمیگذارد. ماندگاری، محصول همان تعهد اخلاقی و همان عبور از خود است؛ یعنی هنرمند از خودگذشتگی کند تا بتواند آنچه را به آن باور دارد، به تصویر بکشد. هر اثر هنری ماندگاری، با عبور از خود آغاز میشود و جاودانگیاش، پاداشِ همین گذشتن از خویشتن است.»
او ادامه داد: «من خود را از کسانی میدانم که معتقدم در سالیان متمادی، به هر جنبه از وطنمان، از طبیعت و محیط زیست گرفته تا زبان و آدمهایمان، بیتوجهی کردهایم؛ گویی فراموش کردهایم که کجا هستیم و باید از چه سخنی سخن بگوییم. وقتی مسئولیت این جشنواره را پذیرفتم، با این نگاه به آن نگریستم که این تنها یک مسابقه هنری یا یک رویداد با استانداردهای رایج جهانی نیست؛ بلکه برای من، یک رویداد ملی است. رویداد ملی، باید با دیدگاه و تمایلات ملی برگزار شود.»
او ادامه داد: «به همین دلیل، ناگزیر بودیم که به وطن بیندیشیم. وطن برای ما، مظهر مادر است. همانطور که در هنر، تصویر مادر یکی از ماندگارترینهاست؛ ما نیز در سالهای گذشته تلاش کردیم تا این پیوند را بازسازی کنیم. انتخاب نمادهای ما، همواره ریشه در این باور داشته که وطن، مادری است که باید با تمام وجود به او وفادار بود.»
شاهسواری در ادامه بیان کرد: «ایران، بخشی جداییناپذیر از زیستِ ما و زیستِ فرهنگی ماست. من امیدوارم این رویدادها به ما کمک کنند تا درک کنیم که این سرزمین، با تمام زخمها و آسیبهایش، با ما بوده و خواهد بود؛ این حقیقتی انکارناپذیر است که هرگز از بین نخواهد رفت. ما برای بقای این سرزمین آرزو میکنیم، چرا که تاریخ نشان داده این سرزمین هرگز با تهاجم خارجی از بین نرفته است؛ بلکه گاهی آسیبهای جدی، از درون بر پیکر آن نشسته است.»
شاهسواری در پایان گفت: «گاهی مردم برای دانستن تلاش میکنند، اما عدهای هم هستند که با تمام توان تلاش میکنند تا ندانند تا مجبور نباشند مسئولیت چیزی را بپذیرند. دانستن میتواند رنجآور باشد، اما این رنج، رنجی شیرین و جذاب است. اهل هنر و نویسندگان کسانی هستند که میتوانند لایههای مختلف یک اثر را بررسی کنند و به معنای واقعی آن برسند؛ هرچند گاهی هم با کنار زدن لایهها، با پوچی و بیمعنایی مواجه میشوند
سینمای ایران نیازمند نقدی مبتنی بر بنمایههای فرهنگی و اصیل است
منوچهر محمدی، تهیهکننده سینما نیز در سخنرانی خود با نگاهی انتقادی به جایگاه نقد در ایران، گفت: «مرجعیت نقد در سینما و عرصههای فرهنگی کشور، به شدت کمرنگ شده است. نقد باید دو کارکرد اصلی داشته باشد. نخست، برای فیلمساز راهگشا باشد تا بتواند نقاط ضعف و لکنتهای خود را شناسایی کند و دوم، برای مردم به عنوان یک مرجع معتبر و راهنما عمل کند.»
محمدی با اشاره به تفاوت ساختاری نقد در ایران و جهان، افزود: «در بسیاری از نقاط جهان، بخشی از فروش فیلمها وابسته به قلم منتقدان است؛ در حالی که در اینجا، نقدها بیش از آنکه تحلیلی باشند، به سمت ژورنالیسم متمایل شدهاند.»
او همچنین با توصیه به منتقدان جوان، بر ضرورت مطالعه گسترده در حوزههای ادبیات، فلسفه، روانشناسی و جامعهشناسی تأکید کرد تا نقدها از دل فرهنگ و بستر بومی این سرزمین بیرون بیاید.»
او در بخش دیگری از سخنان خود، با مقایسه سینمای جهان، به نقش بنمایه در آثار اشاره کرد و گفت: «سینمای آمریکا بر پایه تفکر لیبرالدموکراسی و فردگرایی بنا شده، سینمای هند رگههایی از اندیشههای بودایی را در خود دارد و سینمای شرق آسیا بر پایه آرای کنفوسیوس شکل گرفته است. در مقابل، ویژگی اصلی سینمای ایران باید شاعرانگی باشد؛ شاعرانگیِ اصیل و ریشهدار (مانند سبک سعدی) که میتواند راه خروج ما از تقلید و رسیدن به اصالت باشد.»
او مفهوم شاعرانگی را فراتر از یک سبک ادبی، به عنوان یک بنمایه عمیق معرفی کرد و گفت: «شاعرانگی در واقع تجلی مفاهیم اجتماعی، سیاسی، فلسفی و عرفانی در قالب کلمات است.»
او ادامه داد: «منظور من ساخت فیلم درباره شاعران نیست، بلکه منظور وجود این بنمایه در ذات اثر است؛ همان چیزی که در آثار بزرگی، چون سینمای عباس کیارستمی به وضوح دیده میشود.»
این تهیهکننده سینما در بخش بسیار تأملبرانگیزی، جایگاه منتقد را با پیوند میان «شمس و مولانا» مقایسه کرد و گفت: «مقام منتقد نسبت به فیلمساز باید همچون مقام شمس نسبت به مولانا باشد؛ یعنی منتقد باید بتواند از طریق نقد و برخورد خود، نوعی تحول درونی در فیلمساز ایجاد کند تا او نسبت به اثر خود سختگیرتر شود و به هر چیزی رضایت ندهد.»
او در پایان افزود: «تنها از این مسیر است که میتوان به سینمایی دست یافت که هم از نظر محتوا و هم از نظر فرم، به عنوان یک نماد ملی از فرهنگ و هنر ایرانی در جهان تجلی یابد.»
پس از آن فاطمه محمدی، مدیر عامل موزه سینمای ایران، مهدی یزدانی خرم نویسنده، امیر قادری منتقد، منوچهر شاهسواری دبیر چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر و محمد تفیفهیم، اکبر نبوی و میلاد دخانچی برای اهدای جوایز نفرات برتر روی صحنه آمدند.
جایزه سوم به دونفر تعلق گرفت هانیه شجاعی زند برای نقد فیلم «غبار میمون» و امیر کبیریان برای نقد فیلم «نیم شب» تعلق گرفت.
جایزه نفر دوم نیز به دو نفر تعلق گرفت، محدثه کارخانه برای فیلم «خواب» و ناصر سهرابی برای نقد فیلم «نیم شب» و جایزه نفر اول به محمدرجا صاحبدل برای نقد فیلم «نیم شب» تعلق گرفت.
در نهایت میلاد دخانچی گفت: «۲۵۰ اثر به دست ما رسید، این نقدها در دوره جشنواره و در فضای سریع و استرسی نگارش شد و به همین دلیل شاید بد نباشد فرصت دوبارهای به آنها بدهیم، چون جستارهای فوقالعادهای به دست ما رسید.»
در پایان مراسم مهدی یزدانی خرم بیان کرد: «من از ابراهیم گلستان چیزهای زیادی یاد گرفتم و یکی این است که همیشه حق با مردم نیست و اینکه آرتیست پشت کلمه هنرمند قایم شود کار درستی نیست و نکته بعد اینکه پیشنهاد میدهم بخش ویژهای به پرویز دوایی عزیز اختصاص داده شود. ژورنالیست اصلا چیز بدی نیست آلبر کامو هم نویسنده بزرگی بود هم ژورنالیستی قوی بود.»
سومین دورهی جایزه نقد به همت موسسه دوزیست و با حمایت موزه سینمای ایران و کانون اندیشه جوان برگزار شد. دبیری این جایزه بر عهده مریم شوندی بود.