پخش زنده
امروز: -
علیرضا طاهریعراقی، نویسنده، مترجم و مدرس نویسندگی خلاق، با مرور تجربه تحصیل و تدریس خود در ایران و آمریکا، ساختار رشته نویسندگی خلاق، نقش کارگاههای ادبی، اهمیت بازنویسی و جایگاه شبکههای حرفهای در مسیر نویسندگی را تشریح و تأکید کرد آموزش نویسندگی میتواند مسیر خلق اثر را هموار کند، اما تضمینی برای نویسنده شدن نیست.

به گزارش خبرگزاری صدا وسیما، اداره کل روابط عمومی و امور بینالملل کانون، صد و بیستویکمین نشست تخصصی کتابخانه مرجع کانون با عنوان «گفتوگو پیرامون تحصیل، تدریس و تمرین نویسندگی خلاق» روز دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵ از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در کتابخانه مرجع کانون پرورش فکری برگزار شد.
در این نشست، علیرضا طاهریعراقی، دکترای ادبیات تطبیقی و فارغالتحصیل رشته نویسندگی خلاق از دانشگاه نوتردام، درباره تجربههای خود در زمینه تحصیل، تدریس و تمرین نویسندگی خلاق سخن گفت و پس از ارائه مباحث، به پرسشهای حاضران پاسخ داد.
دبیری این نشست نیز بر عهده پیام ابراهیمی، نویسنده کودک و نوجوان، بود. این برنامه بهصورت حضوری و همزمان از طریق اسکایروم و شاد نیز برای علاقهمندان پخش شد.
نویسندگی خلاق نویسنده نمیسازد، اما مسیر نوشتن را هموار میکند
طاهریعراقی در ابتدای سخنان خود با مرور مسیر تحصیلی و حرفهایاش گفت: «در ایران مهندسی مکانیک خواندم؛ مانند بسیاری از کسانی که آن زمان و حتی امروز تصور میکنند برای داشتن آیندهای مطمئن باید مهندس شوند. پس از آن در دانشگاه تهران به سراغ فرهنگ و زبانهای باستانی رفتم و سپس برای ادامه تحصیل به آمریکا مهاجرت کردم. در دانشگاه نوتردام نویسندگی خلاق خواندم و دکترای ادبیات تطبیقی خود را از دانشگاه واشنگتن گرفتم.»
وی با اشاره به تجربه فعالیت حرفهای خود افزود: «در ایران بیشتر از انگلیسی به فارسی ترجمه میکردم و همزمان در کلاسهای داستاننویسی شرکت داشتم. همان زمان مجموعه کوچکی از داستانهایم نیز منتشر شد. پس از مهاجرت، زبان کاریام تغییر کرد؛ به انگلیسی میخواندم و مینوشتم و در حوزه ترجمه نیز بیشتر از فارسی به انگلیسی کار کردم. در این سالها یک مجموعه شعر از فارسی به انگلیسی ترجمه کردم، رمانی نوشتم که منتشر شد و همچنین یک آنتولوژی شعر و مجموعه اشعاری از یک شاعر ایرانی را به چاپ رساندم.»
طاهریعراقی درباره ساختار رشته نویسندگی خلاق در دانشگاههای آمریکا توضیح داد: «این رشته در آمریکا بسیار گسترده است و اغلب در قالب دورههای دوساله کارشناسی ارشد هنرهای زیبا (MFA) ارائه میشود. در بسیاری از دانشگاهها، MFA مدرک نهایی این حوزه به شمار میرود و فارغالتحصیلان میتوانند با همین مدرک تدریس کنند. تفاوت اصلی آن با بسیاری از رشتههای دانشگاهی این است که تأکیدش کمتر بر پژوهش و بیشتر بر خلق اثر هنری است. پایاننامه دانشجویان نیز معمولاً یک اثر خلاقانه مانند رمان، مجموعه داستان یا مجموعه شعر است.»
وی ادامه داد: «ساختار این دورهها عمدتاً بر کارگاههای نویسندگی استوار است. دانشجویان در کنار درسهای ادبیات، در کارگاههای داستان یا شعر شرکت میکنند و گاهی مسئولیتهایی مانند تدریس یا همکاری با نشریات ادبی دانشگاه را نیز بر عهده میگیرند. یکی از ویژگیهای مهم این دورهها حضور استادان متعدد با تجربهها و رویکردهای متفاوت است که دانشجو را با نگاههای مختلف به ادبیات آشنا میکند.»
این نویسنده با اشاره به استقبال از این رشته در دانشگاههای آمریکا گفت: «نویسندگی خلاق رشتهای جذاب است و طبیعی است که دانشگاهها نیز به آن به چشم یک برنامه آموزشی پرمخاطب نگاه کنند. اما نباید تصور کرد که دریافت مدرک نویسندگی خلاق الزاماً به معنای نویسنده موفق شدن است. همانطور که نخواندن این رشته نیز لزوماً مانع نویسنده شدن نمیشود. این دورهها میتوانند مسیر را هموارتر کنند، اما هیچ تضمینی برای موفقیت وجود ندارد.»
او درباره انگیزه شخصی خود برای انتخاب این مسیر تحصیلی نیز اظهار کرد: «یکی از دلایل اصلی من این بود که میخواستم مدتی را بهطور جدی صرف نوشتن کنم. همچنین احساس میکردم از ادبیات فارسی، که به نوعی در حاشیه ادبیات جهان قرار دارد، به سمت ادبیات انگلیسیزبان حرکت میکنم که در مرکز این جریان است. میخواستم ببینم از آن نقطه چه اتفاقی میافتد و در فضایی قرار بگیرم که همه اطرافیانم دغدغه نوشتن داشته باشند.»
طاهریعراقی یکی از مهمترین دستاوردهای این دورهها را شکلگیری شبکههای حرفهای دانست و گفت: «هنوز با بسیاری از دوستانم در آن دورهها در ارتباط هستم. وقتی داستانی مینویسم، آن را برایشان میفرستم و نظر میگیرم. این شبکههای ادبی بسیار ارزشمند هستند. در فضای نشر آمریکا نیز ارتباطات حرفهای اهمیت زیادی دارند و آشنایی با استادان، نویسندگان و ویراستاران میتواند فرصتهای تازهای برای انتشار آثار ایجاد کند.»
وی درباره تجربه انتشار نخستین رمان خود نیز گفت: «در دوران دکترا نسخهای از رمانم را در اختیار استادان و همکلاسیها قرار دادم. یکی از استادان پس از مطالعه اثر پیشنهاد کرد آن را برای چند کارگزار ادبی ارسال کند و در نهایت انتشار رمان از طریق یکی از همین معرفیها امکانپذیر شد. این اتفاق نشان میدهد حضور در چنین فضاهایی میتواند فرصتهایی ایجاد کند که بهتنهایی به دست آوردن آنها دشوار است.»
طاهریعراقی درباره شیوه آموزش نویسندگی خلاق نیز اظهار کرد: «مهمترین چیزی که سعی میکنم به دانشجویان یاد بدهم، خواندن به مثابه یک نویسنده است. بسیاری از افراد هنگام خواندن داستان فقط به محتوا توجه میکنند، اما نویسنده باید به فرم، ساختار و تکنیکها نیز دقت کند؛ اینکه داستان از کجا آغاز شده، چگونه پیش رفته، دیالوگها چگونه نوشته شدهاند و نویسنده از چه ابزارهایی برای ایجاد تأثیر استفاده کرده است.»
وی افزود: «در کلاسها تلاش نمیکنم به دانشجویان بگویم چه چیزی بنویسند، بلکه ابزارهای نوشتن را معرفی میکنم. مانند نجاری که ابزارهای مختلف را میشناسد و بعد خودش تصمیم میگیرد چه چیزی بسازد. در نویسندگی نیز زاویه دید، شخصیتپردازی، ریتم، توصیف و دیالوگ همان ابزارهایی هستند که نویسنده باید آنها را بشناسد.»
طاهریعراقی در ادامه با اشاره به تجربه ورود به مقطع دکترا و انتخاب رشته ادبیات تطبیقی گفت: پس از پایان دوره کارشناسی ارشد، امکان ماندن در آمریکا از طریق ویزا برایم فراهم نبود و باید مسیر دیگری را انتخاب میکردم. به همین دلیل برای چند برنامه دکترای ادبیات و نویسندگی خلاق درخواست دادم. در نهایت وارد رشته ادبیات تطبیقی شدم؛ برنامهای که بهتازگی شاخهای با عنوان «ادبیات تطبیقی برای نویسندگان بینالمللی» راهاندازی کرده بود. دانشجویان این دوره معمولاً نویسندگان و شاعرانی بودند که پیش از ورود به دانشگاه آثاری منتشر کرده بودند و از کشورهای مختلف به آنجا میآمدند.
وی افزود: یکی از جذابیتهای این دوره آن بود که دانشجویان میتوانستند در کنار پژوهشهای دانشگاهی، پروژهای خلاقانه نیز ارائه کنند. برای من این فرصت ارزشمند بود، چون امکان میداد زمان بیشتری را صرف نوشتن کنم. در واقع نسخه نخست رمان دومم را نیز در همان دوره نوشتم. اگر بخواهم صادقانه بگویم، بخش مهمی از انتخابهای تحصیلی من در این سالها تلاشی برای پیدا کردن زمان و فضایی مناسب برای نوشتن بوده است.
این نویسنده درباره تأثیر مطالعات ادبی بر نگاه حرفهای خود گفت: «مطالعه ادبیات برای من تنها خواندن آثار نیست، بلکه مطالعه تکنیکهای روایت است. هنگام خواندن یک داستان، همیشه به این فکر میکنم که نویسنده چگونه به چنین تأثیری رسیده است؛ راوی تا چه اندازه به ذهن شخصیتها نزدیک میشود، چگونه احساس همدلی ایجاد میکند و از چه ابزارهایی برای برانگیختن احساسات مخاطب بهره میگیرد. اینها همان نکاتی هستند که بعدها میتوان در کلاس درس یا در نوشتن آثار تازه از آنها استفاده کرد.»
طاهریعراقی با تأکید بر اینکه آموزش نویسندگی به معنای ساختن نویسنده نیست، اظهار کرد: «اگر از من بپرسند آیا میتوان در یک دوره دوساله نویسنده تربیت کرد، پاسخ روشنی ندارم. نمیدانم چگونه میتوان یک چخوف یا همینگوی دیگر پرورش داد. آنچه میتوان انجام داد، معرفی ابزارها، تکنیکها و امکانات روایت است. نبوغ موضوع دیگری است و من نمیدانم از کجا میآید.»
وی در ادامه به اهمیت بازنویسی در خلق آثار ادبی اشاره کرد و گفت: نمونه مشهور آن، شعر «سرزمین هرز» تی.اس. الیوت است که ویرایشهای ازرا پاوند نقش مهمی در شکل نهایی آن داشت. بخشهایی از شعر حذف شد، ساختار آن تغییر کرد و نتیجه اثری شد که بسیاری آن را یکی از مهمترین آثار مدرنیسم میدانند. این مثال نشان میدهد خلق اثر ادبی فقط به نوشتن اولیه محدود نمیشود، بلکه حذف کردن، بازنگری و انتخاب نیز بخش مهمی از فرآیند آفرینش است.
وی ادامه داد: «ر تجربه شخصی خودم نیز هیچ اثری از ابتدا تا پایان بدون تغییر منتشر نشده است. متن را مینویسم، دوستانم میخوانند، ویراستار، کارگزار ادبی و ناشر نظر میدهند و هر کدام بخشی از آن را تغییر میدهند. حتی پیش آمده است که پس از نوشتن یک رمان، نیمی از آن را کنار گذاشته باشم. به همین دلیل، خلاقیت برای من فقط به خلق کردن مربوط نمیشود، بلکه حذف کردن و انتخاب کردن نیز بخش مهمی از آن است.
این مدرس نویسندگی خلاق درباره مفهوم «قاب» در روایت نیز گفت: «همانطور که در نقاشی و عکاسی، هنرمند تصمیم میگیرد چه چیزی داخل قاب قرار بگیرد و چه چیزی بیرون بماند، در داستان هم نویسنده انتخاب میکند روایت از کجا آغاز شود، چه چیزهایی در متن قرار بگیرد و کجا پایان یابد. این انتخابها کاملاً آگاهانه هستند و در شکلگیری معنا نقش اساسی دارند.»
وی افزود: «همین موضوع را میتوان در تاریخنگاری نیز مشاهده کرد. هر روایت تاریخی از نقطهای آغاز میشود که روایتگر آن را انتخاب کرده است و همین انتخاب میتواند برداشت مخاطب را تغییر دهد.»
طاهریعراقی سپس درباره مسیر انتشار آثار ادبی در آمریکا توضیح داد: برای داستان کوتاه و شعر، مجلههای ادبی مهمترین مسیر انتشار هستند. نویسندگان آثار خود را برای این مجلات ارسال میکنند و در صورت پذیرش، اثرشان منتشر میشود. اما درباره کتاب، مسیرهای مختلفی وجود دارد.
وی ادامه داد: «یکی از این مسیرها، خودانتشاری است که امروز از طریق پلتفرمهایی مانند آمازون امکانپذیر شده است. در این روش، نویسنده فایل کتاب را بارگذاری میکند و با هر سفارش، نسخهای از آن چاپ میشود، اما مسئولیت معرفی و بازاریابی کتاب بر عهده خود نویسنده است. این شیوه معمولاً برای نویسندگان کمتر شناختهشده چندان موفق نیست، زیرا اگر مخاطبی نام نویسنده را نشناسد، عملاً کتاب نیز دیده نخواهد شد.»
وی درباره دیگر مسیرهای انتشار کتاب گفت: «برخی ناشران آثار را مستقیماً از نویسندگان دریافت میکنند. برخی نیز از طریق مسابقهها و جوایز ادبی به کشف آثار جدید میپردازند و کتاب برگزیدگان را منتشر میکنند. اما ناشران بزرگ و معتبر معمولاً فقط از طریق کارگزاران ادبی با نویسندگان همکاری میکنند.»
طاهریعراقی درباره نقش کارگزار ادبی توضیح داد: «در این شیوه، نویسنده ابتدا باید یک کارگزار ادبی پیدا کند. کارگزار اثر را به ناشرانی که با آنها ارتباط دارد معرفی میکند و معمولاً درصدی از درآمد نویسنده را دریافت میکند. موفقیت نویسنده و کارگزار به یکدیگر وابسته است و به همین دلیل کارگزار تلاش میکند بهترین قرارداد ممکن را برای نویسنده به دست آورد.»
وی در بخش پایانی سخنان خود به تأثیر هوش مصنوعی بر آموزش نویسندگی پرداخت و گفت: «به نظرم مهمترین تأثیر هوش مصنوعی این است که ما را وادار میکند درباره شیوه آموزش خود بازاندیشی کنیم. وقتی دانشجو میتواند بخشی از یک تکلیف را به هوش مصنوعی بسپارد، باید از خودمان بپرسیم ارزش آموزشی آن تمرین چیست و آیا لازم است روش تدریس را تغییر دهیم یا نه.»
وی افزود: من تاکنون استفاده گستردهای از هوش مصنوعی در کلاسها ندیدهام و خودم هم چندان از آن استفاده نمیکنم. البته برای مسائل زبانی، مانند بررسی کاربرد یک واژه یا ساختار دستوری، میتواند مفید باشد، اما در بخش خلاقه نوشتن هنوز تأثیر چشمگیری برای من نداشته است. بسیاری از این مدلها بر اساس احتمال کار میکنند و خروجی آنها معمولاً به سمت میانگین گرایش دارد، در حالی که ادبیات اغلب در نقطهای شکل میگیرد که از میانگین فاصله میگیرد.
طاهریعراقی در پایان با اشاره به حساسیت روزافزون مجلههای ادبی نسبت به استفاده از هوش مصنوعی گفت: امروز برخی مجلههای ادبی از نویسندگان میخواهند هنگام ارسال اثر تأیید کنند که در فرآیند خلق آن از هوش مصنوعی استفاده نشده است. من شخصاً اگر احساس کنم بخش خلاقه یک متن از جایی بیرون از تجربه و تخیل خودم آمده، دیگر آن اثر را متعلق به خودم نمیدانم. برای من بخش مهمی از لذت نوشتن، در همین فرآیند خلق و کشف نهفته است.
در پایان این نشست، حاضران پرسشهای خود را درباره نویسندگی خلاق، مسیر انتشار آثار، تجربه تحصیل در دانشگاههای آمریکا و نسبت هوش مصنوعی با ادبیات مطرح کردند و طاهریعراقی به آنها پاسخ داد.